----هر انسانی بودی خاصی دارد !
-----------------گاهی
-----------------برخی عجب بوی خـــــــــــدا می دهند !
------------------------مثل
--------------------مــــــــــــــــ❤ــــــــــــــادر
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
اری درست است...
در ادبیات الهی ''مادر" نوشته می شود ولی...
"فرشته" خوانده می شود!
داستان کوتاه و بسیار زیبا: مادرش آلزیمر داشت، بهش گفتن...
![]()
مادرش آلزایمر داشت...
مادرش آلزایمر داشت...
بهش گفت مادر یه بیماری داری، باید بخاطر همین ببریمت آسایشگاه سالمندان...
مادر گفت : چه بیماری ای ؟
گفت : آلزایمر...
گفت : چی هست...
گفت : یعنی همه چیو فراموش میکنی...
گفت انگار خودتم همین بیماری را داری...
گفت : چطور؟
گفت : انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم، چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی، قامت خم کردم تا قد راست کنی..
پسر رفت توی فکر...
برگشت به مادرش گفت : مادر منو ببخش...
گفت : برای چی؟
گفت : به خاطر کاری که میخواستم بکنم...
مادر گفت : من که چیزی یادم نمیاد
ادامه مطلب
خداوند دو بار تکرار کرده تا ته دلمون قرص باشه...!
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
ادامه مطلب
به جرم اینکه بهشت زیر پایشان بود
دنیا را برای خود جهنم کردند !
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
ای مادر عزیز که جانم فدای تو
قربانی مهربانی و لطف و صفای تو
هرگز نباشد محبت یاران و دوستان
همپایه محبت و مهر و وفای تو
ادامه مطلب
قدمهاے گمشده اے دارم که تنها هدایتگرش تویے
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟
ادامه مطلب
برای واژهٔ خدا نامهای گوناگونی استفاده میشوند که برخی از آنها از زبان عربی وارد زبان فارسی شدهاند. برخی از این نامها عبارتند از:
خداوند، ایزد، الله، دادار، یهوه، آفریدگار، یگانه، رحمان و... نامهای خدا را میتوانید در دعای جوشن کبیر[۱] ببینید.
ادامه مطلب
یک تـــرانه می تــواند لحــظه ای را تغــییر دهـد
یک ایــده می تـواند دنــیـایی را عـوض کنـد
یک قدم می تواند سفری را آغار کند
اما یک
دعــــا می تواند حتی
ناممــکن را دگـرگــون کنـــد.
❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖
پروردگارا
به حق بخشندگی و مهربانیت
سلامتی کامل را نصیب همه بیماران بفرما
ادامه مطلب
واژه خدا یا خدای از فارسی میانه xwadāy به معنی «ارباب» و «پروردگار» و آن نیز مرتبط با واژه اوستایی xᵛaδāta- (𐬓𐬀𐬜𐬁𐬙𐬀) به معنی «قائم به خود» یا «آفریدهٔ خود» است.[۴]
واژه خدا را در گذشتهٔ ادبیات به صورت خداوند نیز نوشتهاند و به معنی مالک و صاحب و دارنده نیز به کار بردهاند. اگر خداوند به صورت ترکیب لغوی به کار برده شود (ترکیب وصفی یا ترکیب اضافی یا غیره) به معنای مالک و صاحب و دارنده است. چنانکه سعدی میگوید: «و گر چه به مکنت قوی حال بود / خداوند جاه و زر و مال بود»
خداوند و خداوندگار از القاب پادشاهان و حاکمان نیز بوده است. (خداوندگار عالم، خداوند عالم، خداوندگار ما و غیره)[۵]
واژهٔ مرتبط فارسی خدیو که هممعنی «خدا» است برگرفته از واژهٔ بلخی xoadēo (χοαδηο، به معنی «ارباب») است. این واژهٔ بلخی معادل فارسی میانه xwadāy و xwadāwan و سغدی xwtʾw است که همگی این واژهها ترکیبی از دو بن *xwa- (به معنی «خود») و یکی از حالتهای بن *taw- (به معنی «توانا بودن») هستند. سیمز ویلیامز واژهٔ بلخی را ترجمهٔ (calque) واژهٔ یونانی auto-kratōr (αὐτοκράτωρ، به معنی «امپراتور») دانسته است که ترکیبی است از autos (به معنی «خود») و kratos (به معنی «توانایی»).[۶][۷]
واژهٔ god انگلیسی از واژهٔ نیا-ژرمنی *gudą و آن نیز برگرفته از نیا-هندواروپایی *ǵʰuto- (به معنی «فراخوانیشده») است. این واژه از نظر ریشهشناسی ارتباطی با واژهٔ good ندارد.
ادامه مطلب
در میان دینها و طرز فکرهای گوناگون آدمیان، باور به موجود یا موجوداتی برتر به نام خُدا حضور دارد.
در دینهای یکتاپرست جهان، مفهوم خدا به یک موجود برتر که آفریننده جهان هستی دانسته میشود، اطلاق میگردد. از جمله دینهای یکتاپرست میتوان به دینهای ابراهیمی (مسیحیت، یهودیت و اسلام). در این دسته از ادیان صفات گوناگونی به موجودیت خدا نسبت داده میشود از جمله خشم، مهربانی، جاودانگی، آمرزندگی، فرزانگی و غیره. این بینش مذهبی بر این باور است که خداوند جدای از این جهان وجود دارد و جهان و انسان را آفریده است.
در دینهای دوگانهانگار همچون آیین زرتشت، دو موجود برتر و آفریننده در نظر گرفته میشود یکی سرچشمه خوبیها و دیگری خاستگاه بدیها، هرچند نام خدا برای موجودی که سرچشمه خوبیها پنداشته میشود بکار میرود.
در باور دسته دیگری از دینها از جمله بوداگرایی و هندوگرایی خدایان زیادی وجود دارند. این خدایان یا ایزدان معمولاً نمادهای جنبههای گوناگون جهان برتر و ماوراءالطبیعه هستند. به اینگونه دینها، دینهای چندخدا گفته میشود.
در باور صوفیگرایان، موجود برتر یعنی خدا، (که صوفیان آن را «حق» مینامند) موجودی است که به هیچیک از صفاتی که در جهان ما یا در ذهن ما حضور دارند منسوب نیست.
گروه دیگری (از جمله عدهای از صوفیان) به همهخدایی باور دارند. همهخداباوران یا بدیگر سخن، گرایندگان به مفهوم وحدت وجود، کل همین جهان را برابر با خدا میدانند.
گروه دیگری نیز به خدافراگیردانی (Panentheism) باور دارند. خدا-فراگیر-دانی شکلی از خداپرستی است که معتقد است خدا دربر گیرنده جهان است ولی برابر با جهان نیست. یعنی جهان ما بخشی از خداست.
به کسانی که به آفریننده و موجودی برتر باور ندارند ناخداباور (آتئیست) گفته میشود.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.







